ای وای از این سودای دل
نمی خواهم به دیدارم شتابی
نمی خواهم به خوابم هر شب آیی
نمی خواهم به آغوشم در آیی
نمی خواهم به مژگانت برایم اشک آری
فقط از تو یک چیز می خواهم
که مرا با همه وجودت دریابی
مرا یابی، مرا بینی، مرا با دستانت بفشاری
آنقدر بفشاری تا پر شود زیر پاهایت از خونابهی عشقم
تا شاید این گونه، برایت ثابت شود عشقم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 17:5 توسط zia |
